چه اندوهبار است اي خدا جهان به شب هنگامان وچه رازگونه است مهي كه مرداب ها رامي پوشاند...اگرپيش از مرگ رنجي فراوان برده باشي واگر در اين وادي مه گرفته به درماندگي پرسه اي زدهباشي واگربارگران جانكاهي بر دوش گرد جهان مي گشتي مي فهميدي. واگرخسته باشي وبي هيچ بيم ودريغي به ترك جهان وترك مه ومرداب ورودخانه هايشرضا داده باشي . مي فهميدي! اگر حاضر بودي باقلبي سبك به كام مرگ فرو روي و ميدانستي كه مرگ تنها مرهم زخم تو است مي فهميدي؟!!
برگرفته از كتاب مرشد و مارگريتا نوشته بولگاكف